هندي مورد استفاده‌ٴ راماناندا و پيروانش در مراسم و نوشته‌هايشان بود. بيشتر براثر مساعي‌ آنان و به‌خاطر اهداف ديني‌شان بود كه هندي مقام يك زبان ادبي را يافت‌.
كشميري كه از زبان‌هاي وابسته به سانسكريتي است‌، مورداستفاده‌ٴ لَل دِد (يا ديدي‌) شاعره در بيان افكارش قرار گرفت‌. وي از نخستين رسولان آميزش فكري هندي ـ اسلامي و توحيد هندو بود.
قديمي‌ترين اثرهاي منثور گجراتي در حدود 1355 و در سال 1394 نوشته شد. اولي‌ رساله‌اي در اخلاق جيني از تاروناپرابها و دومي يك دستور زبان سانسكريتي از كولامانداناست‌.
ترجمه‌ٴ بنگالي رامايانا به‌وسيله‌ٴ كريتيواسا انجام گرفت و سانجايا مهابهارات را به زبان بنگالي‌ تلخيص كرد.

27. زبان‌هاي دراويدي (كَناري‌)

تنها زبان دراويدي كه در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم به آن برمي‌خوريم كَناري است‌. دو فرهنگ‌ تأليف شد، كه هر دو در نهايت از سرمشق‌هاي سانسكريتي اقتباس شده‌بود. موٴلف اولي معلوم‌ نيست‌. دومي را در اواخر قرن آبهيناوا مانگاراجا تأليف كرد و به‌نام او آبهيناوا ـ نيگانتو ناميده شد. نيگانتو به زبان سانسكريتي به معني واژگان است و آن را در عنوان واژه‌نامه‌هاي زيادي مي‌يابيم‌، از جمله واژه‌نامه‌ٴ هماكاندرا (دوازدهم ـ 2) و ناراهاري (سيزدهم ـ 1). زبان‌هاي دراويدي ناگزير زير سلطه‌ٴ سانسكريتي بودند و با رشد ادبي و توسعه‌ٴ معنوي‌شان‌، وابستگي آنها به سانسكريتي‌ بيشتر شد.
مانگاراجاي اول (برآمدنش 1360) يك رساله‌ٴ پزشكي نوشت كه مآخذ اصلي آن هم‌ سانسكريتي بود.

27 م‌. جاوه‌اي

در سال 1365 پراپانكا به زبان كاوي يا جاوه‌اي قديم منظومه‌اي نوشت‌، كه سند مهمي براي‌ جغرافياي تاريخي شبه‌جزيره و جزيرگان مالاياست‌. بااين‌كه كاوي كاملاً بيرون از زبان‌هاي‌ هندوآريايي است‌، در آن واژه‌هاي سانسكريتي زيادي وجود دارد، زيرا مالايا در حوزه‌ٴ فرهنگي‌ هند قرار داشت و زير سلطه‌ٴ آن فرهنگ بود. واژه‌هاي سانسكريتي نمايندگان آن فرهنگ‌اند. در سرزمين مالايا هم مانند هندوستان مخلوطي از عناصر هندو و مسلمان وجود داشت‌، كه نسبت‌ آن در دوره‌هاي تاريخي مختلف فرق مي‌كرد.

28. تبتي

تسونگ كاپا بنيان‌گذار گه ـ لوگ ـ پا (فرقه‌ٴ پرهيزگار)، در حدود 1392 در اصول رهباني